جاده سرد و تاریک free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
مرسی که سر زدی

کلیک کن
![]()
![]()
![]()
کلیک کن
![]()
![]()
ورودت رو تبریک میگم
يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است
![]()
من ۲ جا تو را دوست دارم ... يکي اين دنيا ... يکي اون دنيا ...
تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را ...
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند
از شمع آموختم که :ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم
خبر رسيده که يکي از فرشته هاي خدا گم شده. چند ميدي لوت ندم؟؟؟
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم
زندگي 3 ايستگاه دارد!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شم
اگه يه روز سراغم رو گرفتي و ازم خبري نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کند مغز را خالي مي کند!!
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آب نباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند
بدترين شکل دلتنگي براي کسی آن است که در کنار او باشی و بداني که هرگز به او نخواهی رسيد
ديگه يار نمي خوام وقتي که مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي که وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟؟؟؟
اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم منتظرت بمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم
بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند
اگه تونستي پر کلاغ ها رو سفيد کني برف رو سياه کني يه بوسه به آتش بزني يه نفس عميق زير آب بکشي اون موقع من مي تونم تو رو فراموش کنم
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين سوختن عشق آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار است ..... ياد تو تکرار است
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
همين روزا ميان دستگيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده
اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنبال کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسي اونجا نيست
هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است
دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کني
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست
مي گي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست
واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست
نديدم بهاري
محبت ز ياري
دلم غرق خون شد
عجب روزگاري
زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت...
حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي...
جدايي سخت است نه به سختي تنهايي...
نگاهي آشنا به ياس کردم ...
تو را در برگ گل احساس کردم ...
خلاصه در کلاس ناز چشمت ...
دو واحد عاشقي را پاس کردم....
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است
بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي در فراق شانه هايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
اگه معلم جغرافي بودم اسمتو رو بلند ترين قله ي دنيا مي نوشتم
اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام مي آوردم
اگه معلم شيمي بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار مي دادم
اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها مي نوشتم ...
به گل گفتم عشق چيست؟ گفت از من خوشبوتر
به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر
به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر
به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم ...
با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم
نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم
چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن
دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد
من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد
اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد
زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد
شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟...
گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي...
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد...
گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي...
نه!نرو!...
صبرکن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم...
اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم...
اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....
صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو...
شب هاي هجران را سحر کن
به عشق خود دلم را شعله ور کن
در اين شبهاي سرد بي ترنم
لبانم را پر از شير و شکر کن
دل ما چشم در راه تو مانده است
سفر را اي پرستو مختصر کن
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم
ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم
کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم
حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم
من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها
نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها
من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم
قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سنگ صبور
تویه این شهر شلوغ یه کوچه باغی بود که یه درخت بید بزرگ داشت
یه تکه سنگ پایین اون درخت نشسته بود
اون کوچه باغ یه رهگذر همیشگی داشت اون رهگذر هر موقع از اون
جا رد میشد اون تکه سنگ خودشو مینداخت جلوی پایه رهگذر تا توجه
رهگذر را به خودش جلب کنه ولی رهگذر بی اعتنا رد میشد
آخه سنگ خیلی تنها بود و اون رهگذر تنها رهگذر کوچه باغ بود
تا این که یه روز که رهگذر داشت از اون کوچه رد میشد سنگ دید
چشمای رهگذر گریونه صورتش غمگینه خودشو انداخت جلوی پای
رهگذر این دفه رهگذر اونا دید
سنگ را برداشت بهش گفت : تو چی می خوایی از من
سنگ گفت : می دونم که من خیلی کوچیکم ولی می خوام با توباشم آخه
تنهام
رهگذر گفت: تو چه کاری برای من می تونی بکنی
سنگ گفت : می تونم سنگ صبورت بشم غصه هاتو به من بگو با من
درد و دل کن تا دیگه غمی تو دلت نمونه قول میدم سنگ صبور خوبی
باشم
رهگذر سنگ را برداشت و نشتند زیر درخت بید و شروع کرد به درد و
دل غم هاشو به سنگ گفت
دیگه رهگذر هر وقت به کوچه باغ میومد و با سنگ درد و دل میکرد
سنگ رهگذر را خیلی دوست داشت چون دیگه تنها نبود ولی از دیدن
غصه های رهگذر غمگین میشد
وقتی که تنها میشد دور از چشم رهگذر بغض میکرد، گریه میکرد رو به
آسمون میکرد و می گفت خدایا
خدایا به من تحمل و صبر زیاد بده
تا بتونم غصه و غم را از دل رهگذر بگیرم و به جای اون شادی تو دلش
بگذارم آخه دل رهگذر طاقت غم و غصه را نداره
یه روز درخت بید که شاهد راز و نیاز سنگ بود از سنگ پرسید پس
سنگ صبور تو کیه؟
سنگ سکوت غمگینی کرد و چیزی نگفت